محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

217

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

( و لا ترخّصوا لأنفسكم فتذهب بكم الرّخص مذاهب الظّلمة ) عنان شهوات را رها نسازيد كه شما را به هلاكت مىكشاند و اين سرنوشت هر اهمال‌كار و نادانى است . ( و لا تداهنوا فيهجم بكم الإدهان على المعصية ) مداهنه و ريا به يك معنا است كه حرام هستند و همچنين موجب كشاندن انسان به حرامهاى ديگر مىشود كه اگر چنين شود حرمت آنها دوچندان مىشود . ( عباد اللّه إنّ أنصح النّاس لنفسه أطوعهم لربّه و إنّ أغشّهم لنفسه أعصاهم لربّه و المغبون من غبن نفسه و المغبوط من سلم له دينه و السّعيد من وعظ بغيره و الشّقيّ من انخدع لهواه و غروره و اعلموا أنّ يسير الرّياء شرك ) انسان ، تمايلات و گرايشهاى فردى گوناگونى دارد ؛ مانند گرايش به خوردن و نوشيدن و ارتباط جنسى و آسايش و سلامتى و هر لذت و خوشى ديگر كه هيچ يك از آنها در دين خداوند حرام نيست و بلكه نقيض آنها حرام است . آن‌چه حرام است ، تبذير ، اسراف ، تفاخر و ارضاى شهوات به بهاى بدبختىهاى ديگران است . خداوند مىفرمايد « اى پيامبر بگو : زيورهايى را كه خدا براى بندگانش پديد آورده و نيز روزيهاى پاكيزه را چه كسى حرام گردانيده است . » « 1 » نسبت دادن زينت به خداوند به شروط و ضوابط آن اشاره دارد . بنابراين هر كس به روزى حلال خداوند بسنده كند ، اخلاص خداوند را به‌پا داشته و خيرخواه خويش بوده و آرامش و راحتى از خشم و عذاب خداوند را براى خود خريده است و در دنيا و آخرت خوشبخت و سربلند زندگى مىكند و هر كس در پى شهواتش برود و از حدود خداوند پاى فراتر نهد ، هلاك شده و ديگران

--> ( 1 ) . قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ اعراف / 7 : 32 .